کارمندی گوگل از سر بیکاری

رفیقی دارم که بازنشسته BBC است، ساکن یکی از شهرهای انگلستان. با اینکه سن بالایی دارد (۷۰ سال)، اما عاشق تکنولوژی روز، به خصوص «کامپیوتر» است.
طبیعتاً روزها هیچ کاری ندارد که انجام دهد جز اینکه پشت کامپیوترش که شبیه ابررایانه(!) است بنشیند و با خطوطی با سرعت ۲ مگابیت بر ثانیه در دنیای دیگری سیر کند!
اگر من را آنلاین گیر بیاورد که خوب، دو سه ساعتی وقتش را پر می‌کنم! اما مواقعی که آنلاین نیستم، می‌رود سراغ Google Groups به ویژه گروه‌های مربوط به کمک درباره مشکلات کار با بخش‌های مختلف گوگل، مثل Help Groups.
در این گروه‌ها شما مشکلاتتان را در مورد بخش‌های گوگل می‌پرسید و اگر کاربری دانست که راهنمایی می‌کند، وگرنه برخی مسؤولین مربوطه شما را راهنمایی خواهند کرد.
مثلاً من در گروه Gmail پرسیده بودم که آیا راهی وجود دارد که دکمه  را برای راست به چپ نویسی به ادیتور جی‌میل اضافه کرد یا خیر؟ که اتفاقاً همین رفیق جواب داده بود و از همانجا رفاقت ما شروع شد.
خلاصه، تنها کاری که این رفیق ما انجام می‌دهد به گفته خودش این است که از روی بیکاری سری به سؤالات می‌زند، متن سؤال را می‌خواند و در گوگل جواب آن را جستجو می‌کند، اگر چیزی یافت، همانجا ارسال می‌کند! همین!
آنقدر سریع به سؤالات جواب می‌داده که وقتی مسؤولین به هر سؤالی مراجعه می‌کرده‌اند، می‌دیدند این رفیق ما زودتر جواب آن کاربر را داده!
این روند ادامه پیدا کرده تا اینکه دیروز یک ایمیل از طرف او دریافت کردم که بخشی از آن به این صورت بود:Hi Dear Sadegh, I am doing fine and Google have just made me into a sort of SuperHero regarding Gmail. Evidently they liked my answers in solving problems and if I can I’ll send you a copy of what I got from them


در ابتدای نامه‌ای که کارمند گوگل برای او ارسال کرده، آمده:


I was looking through the Google Mail Help Group and noticed that you have
been very active. We here at Google Mail would like you to know that we
appreciate all the great advice you’ve been giving our users
و در ادامه، فعلاً دسترسیش به امکانات بیشتری را فراهم کرده‌اند، ضمن اینکه یک ایمیل مستقیم برای ارتباط لحظه‌ای با کارمند مربوطه به او داده‌اند.
خودش مطمئن است به زودی او هم کارمند دورادور گوگل خواهد شد و یک نامه از طرف دفتر گوگل در انگلیس دریافت خواهد کرد! 🙂

این جریان برایم جالب بود!
من هم برایش همان جمله‌ای که همیشه می‌گویم را نوشتم:
کسی که از یک «کمک» بیشترین سود را می‌برد، «کمک‌کننده» است.
(پیرمردهای ما تعداد کلاغ‌های پارک‌ها را می‌شمارند و این‌ها…!)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *