سهم فناوری اطلاعات در انتخابات ریاست جمهوری امریکا

باراک اوباما رییس جمهور جدید ایالات متحده در دوره رقابت های انتخاباتی خود اعلام کرده بود که قصد دارد بزرگ ترین سرمایه گذاری روی زیر ساخت های آمریکا از دهه ۵۰ میلادی تاکنون را انجام دهد و با تقویت و گسترش اینترنت پهن باند به عنوان بخشی از برنامه خود، ۵/۲ میلیون شغل جدید ایجاد کند. او همچنین از تیم اقتصادی خود خواسته بود برنامه ای پیشنهاد کنندکه طی آن ۵/۲ میلیون حرفه حفظ شود یا مشاغل پایدار به وجود بیاید تا علاوه بر باز سازی زیر ساخت های آمریکا، مدارس توسعه یابند و وابستگی این کشور به نفت خارجی کاهش پیدا کند و به این ترتیب میلیارد ها دلار در هزینه های آمریکا صرفه جویی شود. اوباما اعتقاد دارد برای اینکه فرزندان ما در اقتصاد قرن بیست و یکم قادر به عرض اندام باشند، باید در مدارس قرن بیست و یکمی آموزش ببینند. اوباما می افزاید: قرار گرفتن ایالات متحده در رده پانزدهم جدول کشور های پیشرو در به کار گیری و گسترش اینترنت پهن باند در دنیا، غیر قابل قبول است. در کشوری که اینترنت در آنجا خلق شده است، هر کودک باید شانس دسترسی به اینترنت پرسرعت و پرظرفیت را داشته باشد و این اتفاق در دوران ریاست جمهوری من اتفاق خواهد افتاد، چون از این راه می توانیم نقش خود را در رقابت های جهانی تقویت کنیم. اوباما همچنین اعلام کرد که دولت او باید تمام بیمارستان های آمریکا را از طریق شبکه اینترنت به همدیگر متصل کند. در راستای این چنین سیاست هایی بود که باراک اوباما توانست نظر مثبت بسیاری از بزرگان فناوری اطلاعات امریکا را در حمایت از وی جلب نماید، تا جایی که اریک اشمیت مدیر عامل و مدیر اجرایی گوگل بطور رسمی حمایت خود را از این نامزد انتخاباتی اعلام می دارد و در اقداماتی بی سابقه دست به انسداد سرویس وبلاگ بسیاری از انتشار دهندگان مطالب بر علیه باراک اوباما می نماید. همچنین در راستای جلب آراء شهروندان علاقه مند به این فناوری، پا را فراتر از این گذاشته و با ابتکاری خلاقانه، با عضویت در غول شبکه های اجتماعی – وب سایت Facebook.com – اقدام به گسترش روابط اجتماعی بدون واسطه خود با پایین ترین لایه های اجتماع در دنیای مجازی نموده و از جایگاه خاصی نزد علاقه مندان دنیای بروز اینترنت برخوردار می شود. شبکه های اجتماعی اینترنتی علاوه بر تاثیر پذیری بالایی که در این گونه کاربری ها از خود نشان می دهند، از ضریب نفوذ بسیار بالایی در میان قشر جوان و میانسال جامعه برخوردار می باشند که آنها را به ابزاری قدرتمند در حوزه تبلیغات مبدل ساخته است. با اعمال چنین سیاست هایی بود باراک اوباما توانست آراء بزرگان، صاحب نظران، وب سایت های انبوه و سیل عظیم شهروندانی که به نوعی پیشرفت امریکا در حوزه فناوری اطلاعات برای آنها حائز اهمیت بود، را جلب نماید. قشر حامی فناوری اطلاعات مانند شرکت های کوچک و بزرگ، صاحبنظران دلسوز، اساتید، دانشجویان این رشته، جوانان و بسیاری دیگر، جامعه ای بسیار بسیار بزرگ را در امریکا تشکیل می دهند که غفلت از آنها در هدف گیری های تبلیغاتی باراک اوباما می توانست سرنوشت دیگری را برای او در پی داشته باشد.

پیش بینی ۱۰ اتفاق بزرگ دنیای آی تی

مرکز خبری InfoWorld طی ۳۰ سال گذشته در جریان اتفاقات فراوانی در دنیای فناوری بوده است که این اتفاقات، از تولید کامپیوترهای شخصی گرفته تا روی کار آمدن برنامه های جاسوسی و ویروس ها و ابزارهایی نظیر گوشی iPhone را شامل می شود. اگر این رویه را بررسی کنید ۱۰ اتفاق بزرگ را میتوان برای آینده پیش بینی کرد.

اول؛ پیروزی ابرها

پیش بینی این مرکز بر این اساس است که طی یک دهه آتی، دنیای IT بر آن خواهد شد تا تمرکز اصلی خود را بر خدمات اینترنتی(Cloud) متمرکز کند. بر این اساس حرکت به سمت پردازش در ابرها طی پنج سال آینده آغاز خواهد شد. در حال حاضر برخی سرویس ها بر اساس این سیاست ها عرضه می شوند که از جمله آنها می توان به EC2 شرکت آمازون اشاره کرد و در نهایت ظهور «پردازش ابری» باعث خواهد شد نیاز به پردازش در شرکت ها کاهش یابد.

دوم؛ چرخه فناوری

تا سال ۲۰۱۸ میلادی رابط های کاربری انسان/ ماشین در همه جا حاضر و موجود خواهند بود و مردم حین راه رفتن، با گوشی هایی که در گوش دارند و عینک هایی که به چشم دارند و به عنوان نمایشگرهای بزرگ و باکیفیت عمل می کنند، نگاهی مبتنی بر ماشین را به دنیا پیدا خواهند کرد. کاربرانی که این روزها از گوشی iPhone استفاده می کنند، در آن زمان به سمت iBeltBuckle، iGlasses و iEarRings روی خواهند آورد.

سوم؛ همه چیز کار می کند

شما به منزل می روید تا با کامپیوتر خود کار مختصری انجام دهید. زمانی که کامپیوتر را روشن می کنید، ظرف چند ثانیه آماده می شود. پست الکترونیکی شما به سرعت باز می شود و منتظر نمی مانید. در حقیقت این سیستم عامل جدید برای اجرای برنامه ها از آیکون ساعت شنی استفاده نمی کند تا شما منتظر بمانید و این آیکون برای همیشه حذف شده است. در این جریان، هر کاری که شما قصد انجام آن را داشته باشید، کامپیوتر شما به سرعت و بدون معطلی انجام می دهد. این سیستم عامل جدید از هم اکنون Windows Sci-Fi نام گذاری شده، زیرا فقط می توانیم خواب ببینیم که چنین سیستم عامل کارآمدی روزی اختراع شود.

چهارم؛ هیچ چیز از نظرتان دور نمی ماند

در سال ۱۹۴۵ «وانوار بوش» شکل اولیه دستگاهی را در ذهن می پروراند که Memex نام داشت و می توانست همه اطلاعات را در طول زندگی یک فرد در خود ذخیره و آنها را بازیابی کند. در طول ۳۰ سال آینده، پیشرفت در دنیای سیستم های هوشمند شناسایی صدا و تصویر که بر مبنای فناوری های اینترنتی طراحی شده است، نسخه پیشرفته Memex را برای ما به ارمغان خواهد آورد. تصور کنید؛ شما می توانید بدون نگرانی در یک جلسه کاری مهم شرکت نکنید، اگر چیزهای مورد علاقه همسر خود را فراموش کردید دیگر نگران نخواهید بود، هنگام مشاهده یک تبلیغ تلویزیونی یا یک بیلبورد، نیازی به یادداشت تفکرات و جرقه های ذهنی خود ندارید و… دستگاه های PDA در آینده قادر خواهند بود به طور اتوماتیک کلیه وقایع و تجاربی را که درگیر آن هستید ضبط کرده و به فضایی در ابرهای کامپیوتری انتقال دهند که البته همه قابل جست وجو و بازیافت خواهند بود.

پنجم؛ گام در دنیای گوشی های هوشمند

در دهه آتی تلفن های همراه هوشمند با سیستم های مبتنی بر اثرات متقابل صوتی، سیستم تشخیص تغییرات در چهره مخاطب، سیستم شناسایی موقعیت مخاطب، ارتباطات ویدئویی، ورودی های صوتی و نمایشگرهای چندلمسی به مهم ترین ابزار ارتباطی تبدیل خواهند شد. صفحه کلید این گوشی ها به صورت سخت افزاری و کامل وجود نخواهد داشت و صفحه کلید مجازی جایگزین آنها خواهد شد. گوشی های هوشمند حافظه بالایی خواهند داشت و بر این اساس پایان عمر لپ تاپ ها فرا خواهد رسید.

ششم؛ کارخانه های بدون انسان

این روزها حجم تولیدات کارخانه یی امریکا رو به افزایش است و به دنبال بروز مشکلات اقتصادی، تعداد کمتری کارمند استخدام می شود اما در سال ۲۰۱۸ میلادی سیستم های اتوماسیون به صورت کامل وارد واحدهای کاری شده اند و در این جریان، تولید ناخالص ملی کشورها رشد قابل ملاحظه یی خواهد داشت و تعداد کمتری از افراد برای فعالیت ماهانه خود دستمزد دریافت می کنند. این جریان می تواند اختلالات اجتماعی فراوانی را به دنبال داشته باشد.

هفتم؛ سیستم تشخیص تصویر

در آن زمان شما می توانید با تهیه یک عکس و وارد کردن آن به موتور جست وجوی اینترنتی، کلیه اطلاعات مربوط به آن را دریابید. در این جریان، شما پس از گرفتن عکس از یک گل، آن را به گوگل تحویل می دهید و غول جست وجوگرهای اینترنتی جهان اطلاعات علمی و تخصصی در مورد این گل را در اختیار شما می گذارد. در این جریان کلیه خودروها، انسان ها، ساختمان ها و هرچه که می توانید از آن عکسبرداری کنید، می توانند شناسایی شوند و اطلاعات مربوط به آنها در اختیار شما قرار بگیرد.

هشتم؛ فناور ی های امنیتی شخصی

در طول ۱۰ سال آینده سیستم های دولتی برای زیرنظر گرفتن انسان ها و تعقیب آنها به صورت دائم راه اندازی خواهند شد. برخی افراد برای امنیت بیشتر خود از کاشت فناوری LoJack استفاده می کنند. فناوری شناسایی صورت افراد که به سیستم های تشخیص ویدئویی متصل شده و در خیابان ها نصب شده است نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت. همچنین ممکن است فناوری LoJack به همراه سیستم ضبط صدا روی گواهینامه رانندگی افراد نصب شود. همچنین احتمال می رود در این جریان، شرکت خودروسازی مرسدس بنز شرکت جنرال موتورز و همچنین شرکت OnStar را بخرد و از این طریق به قطب اصلی در تولید سیستم های شخصی LoJack در صنعت جهانی خودروسازی تبدیل شود.

نهم؛ ارتباطات مسلسل و غیرقابل منفصل

سیستم هایی که به صورت مستمر اطلاعات دریافت می کنند و به شبکه های جهانی متصل هستند، در طول دهه آتی امکان ارتباط متقابل کاربر و دستگاه را فراهم می آورند و تحت هیچ شرایطی با اختلال و مشکل مواجه نمی شوند تا ارتباط کاربر قطع شود. کاربران به جای آنکه در زنجیره دریاچه های اطلاعاتی قرار بگیرند، در رودخانه اطلاعاتی خواهند بود. از اخبار ورزشی گرفته تا خبرهای مربوط به فعالیت های دوستان شما، همه در شبکه یی خواهند بود که احتمال قطعی آن اصلاً وجود ندارد.

دهم؛ توسعه ارتباطات اجتماعی

پیش بینی می شود در سال ۲۰۱۸ میلادی از فناوری هایی استفاده کنیم که می تواند ارتباطات اجتماعی ما را به خاطر بیاورد و باعث تقویت آنها شود. شما می توانید به صورت دسته جمعی در مناطق مختلف جغرافیایی کنار دوستان خود قرار بگیرید، از آنها عکس بگیرید، یادداشت برداری کنید، فایل های تصویری تهیه کنید و… ممکن است شما فراموش کنید چه اتفاقی افتاده است، اما با وارد کردن یک کلیدواژه جست وجو در سیستم های شخصی اطلاعاتی می توانید در جریان جزئیات اتفاقاتی قرار بگیرید که پیش تر رخ داده است. در این جریان بین «دوستان آنلاین» و «دوستان واقعی» تفاوتی وجود نخواهد داشت.

آنتن های موبایل ما و آنها

هر بار که یک آنتن تازه نصب شده بی تی اس (همان آنتن های موبایل با کله های سفید) را در سطح شهر می بینم به این فکر می کنم که  این سازه نتراشیده و زشت با آنهمه تجهیزات مخابراتی پای آن و اتاقک و فنس های بی روحش عاقبت چه بر سر چهره شهرها خواهد آورد.

کاری به بحث آلودگی های الکترومغناطیسی  و مضرات احتمالی تشعشعات الکترومغناطیسی بر بافت بدن انسان ندارم (البته بزودی مفصل در خصوص آن خواهم نوشت) ولی چیزی که مسلم است با این گسترش ناموزون و فاقد یک چشم انداز جامع و همه جانبه گرای شبکه های موبایل در ایران شهرهای ایران بخصوص کلانشهرهایی مانند تهران از آنچه که اکنون هستند نیز زشت تر خواهند شد. جالب آنست که گویا هنوز توافقی بین اپراتورهای موبایل در ایران برای تاسیس آنتن های مشترک نیز حاصل نشده است و هر شرکتی به طور مستقل اقدام به نصب این آنتن ها در سطح (البته سطح و بالا و زیر و رو پشت بام و …)شهر کرده اند.

اما …

فکر می کنید درختی که در تصویر بالا می بینید چه نوع درختی است؟

;)

درست حدس زدید ❗  این یک درخت بی تی اس است از نوع برگ سوزنی است  .

در کشورهایی که به ظاهر شهر ها و آرامش روانی شهروندان اهمیت می دهند علاوه بر مدیریت جامع نصب اینگونه آنتنها و وضع قوانین سختگیرانه جایابی و نصب آنتن های بی تی اس تمهیدات دیگری نیز هم برای حفظ زیبایی  ظاهر شهر اندیشیده اند.

نصب آنتن بی تی اس

نحوه نصب آنتن های بی تی اس

اگر به جنوب سن دیگو سفر کنید باید خیلی دقت کنید تا آنتن های موبایل را از درخت ها تشخیص دهید. آنتن هایی که به شکل درخت و متناسب با درختهای اطراف خود طراحی و ساخته شده اند و به سختی قابل تشخیص هستند.

شعب الکترونیک ۷ در ۲۴ در مقام شوآف

همیشه وقتی به ناچار به شعب باصطلاح الکترونیک بانک ها مراجعه می کردم، همیشه احساس می کردم داره به شعورم توهین میشه، ٢ یا ٣ دستگاه ATM در یک اتاق کوچک گذاشته اند و یک در اتوماتیک با کلید کارت خوان برای با کلاس شدن شعبه، همین !!

این شد یک شعبه الکترونیکی، بانک شبانه روزی، یگانه قدم استوار در خدمت به مشتری، شاهکار تکریم ارباب رجوع، شعبه ۷×۲۴ ، بانک همیشه بیدار، و هزاران هزار لغت تبلیغاتی و فریبکارانه دیگر که در بوق  توهم مرتب می دمند.

با خود می گفتم مگر استفاده از دستگاه های پیشرفته تر ATM و یا خود دریافت چقدر هزینه دارد که اینها حاضر نیستند حداقل گام های یک شعبه الکترونیک را بردارند و همیشه بانک های مسکن و تجارت را تحسین می کردم که حداقل ها را فراهم کرده اند.

اما امروز من از میدان محسنی (میرداماد)، تا میدان امام خمینی (توپخونه) به شعب مثلا شبانه روزی بانک مسکن برای پرداخت قسط بانک مراجعه کردم و بعد از مراجعه به بیش از ۵ شعبه و اتلاف بیش از ۵ ساعت از وقتم، در شعبه آخر که بیشتر شبیه سرویس بهداشتی عمومی بود و متاسفانه در کنار شعبه مرکزی این بانک نیز بود، با کاغذی کثیف و پاره ای که در گوشه ای تاریک نصب شده بود مواجه شدم که روی آن نوشته شده بود :

تا اطلاع ثانوی دستگاه های خود دریافت فقط در ساعات کاری فعال هستند.

فقط می توانم سکوت کنم همین !!

چگونه مدیر شویم ۲

این پست را در ادامه نوشته پیشین «چگونه مدیر شویم ؟» می‌نویسم. پس از آن نوشته دوستانی به من یادآور شدند که «مدیریت منابع انسانی» را نادیده گرفته‌ام گرچه خودم اینگونه نمی‌پنداشتم زیرا با اینکه نامی از آن نبردم اما بیشتر منابعی که ذکر کردم در این باره سخن گفته‌اند برای نمونه کتاب «عبور از طوفان» یک فصل در این‌باره دارد و در آخر فصل نیز چندین منبع معرفی کرده است یا ماهنامه‌های «گزیده مدیریت» و «تدبیر» در هر شماره دست‌کم یک مقاله درباره مدیریت منابع انسانی دارند.

اما اگر می‌خواهید درباره مدیریت منابع انسانی در شرکت‌های کامپیوتری بیشتر بخوانید:

– سه چهار کتاب هم هست که چند وقتی است من را به خود مشغول کرده، فکر می‌کنم برای شما نیز بسیار مفید باشد

– Smart and Gets Things Done: Joel Spolsky’s Concise Guide to Finding the Best Technical Talent

کتابی است کوچک اما بسیار مفید درباره فرآیند و روش استخدام نیروهای خوب، کتاب بسیار عالی است، به ویژه آنکه در جای جای کتاب درباره ویژگی‌های رفتاری برنامه‌سازان سخن گفته. من خودم زمانی که کتاب را به‌دست گرفتم نتوانستم کتاب را کنار بگذارم و آنرا دو روزه خواندم . ما در روش استخدام نیروهای «باهوش و کاری» بسیار مشکل داریم و فرآیند استخدام در بیشتر شرکت‌های کامپیوتری فرآیند مدونی نیست. این کتاب می‌تواند افق نویی در این زمینه به ما نشان دهد.

– How Would You Move Mount Fuji? Microsoft’s Cult of the Puzzle – How the World’s Smartest Company Selects the Most Creative Thinkers

این کتاب هم درباره فرآیند استخدام است، در واقع درباره فرآیند استخدام در مایکروسافت. گرچه امروزه این روش تقریبا در بیشتر شرکت‌های کامپیوتری خوب اجرا می‌شود..

– Managing Humans: Biting and Humorous Tales of a Software Engineering Manager

هم‌اکنون سرگرم خواندن این کتاب هستم. کتابی مفید، کاربردی و شیرین است. البته حجم زیادی هم ندارد.

– Peopleware: Productive Projects and Teams

این هم معروف‌ترین کتاب در حوزه مدیریت منابع انسانی در شرکت‌های کامپیوتری است. در واقع کتاب کلاسیک این زمینه محسوب می شود. نامش نیز بسیار جالب توجه است.

فکر می‌کنم با خواندن این کتاب‌ها اطلاعات پایه و بسیار خوبی درباره مدیریت منابع انسانی فرا بگیریم.

چگونه مدیر شویم ؟

بارها گفته‌ام و بر آن پافشاری می‌کنم که یکی از اساسی‌ترین مسایل شرکت‌های نرم‌افزاری خصوصی ایران (به ویژه شرکت‌های نوپا) ضعف دانش مدیریتی است.

ما فکر می‌کنیم چون مهندس کامپیوتر هستیم پس می‌توانیم شرکت کامپیوتری بزنیم و مدیر خوبی برای یک شرکت نرم‌افزاری خواهیم بود. این فکر به جز در موارد بسیار استثنا بسیار نادرست است.

اما اگر برای آینده خود برنامه‌ریزی کرده‌ایم و می‌خواهیم شرکتی را برپا کنیم چه کنیم:

۰- پیش از هر چیز باید بدانیم که آیا زمینه مدیر شدن را داریم یا خیر. من خود بر آنم که بسیاری از توانایی‌های مدیریتی اکتسابی است، اما شم مدیریتی هم مهم است. بسیاری از افراد برای مدیریت ساخته نشده‌اند یا آن را دوست ندارند اما چون هنوز آغاز نکرده‌اند این را نمی‌دانند. آزمون‌هایی برای این کار وجود دارد که بیشتر به نام آزمون‌های «کارآفرینی» یا «آزمون سنجش شخصیت کارآفرین» شناخته می‌شوند. در آنها توانایی‌های چون خطرپذیری و … سنجیده می‌شوند. آنها را برای خود بکار بگیرید.

۱- نخست باید یاد بگیریم که اگر می‌خواهیم چیزی را بدست آوریم باید برایش هزینه کنیم. البته بسته به آن چیز نوع هزینه کردن هم فرق خواهد کرد.

۲- برای اینکه از خود مدیر بسازیم باید «زمان» و «پول» را هزینه کنیم.

۳- در دوره‌های ۷۲ ساعته که به دوره‌های کارآفرینی معروف هستند شرکت کنید. از آنجا که این دوره‌ها با کیفیت‌های مختلف برگزار می‌گردند، دقت کنید به موسسه‌ای بروید که این دوره را خیلی جدی برگزار می‌کند و مربیان خوبی را بکار می‌گیرد. هم‌زمان کتاب «عبور از طوفان: راهنمای کاربردی شرکت های نوپا در ایران» را بخوانید، کتاب بسیار مفید و کاربردی است و بسیاری از چیزهایی که برای برپایی یک شرکت نیاز است را یک‌جا آورده است. پس از این دوره اگر به این نتیجه رسیدید که هنوز می‌خواهید شرکتی برپا کنید باید به ۳ دوره‌ی حرفه‌ای‌تر بروید:

۴- در دوره‌های زیر شرکت کنید:

۵- دیگر کلاس کافی است، پس از برپایی شرکت اگر نیاز دیدید در دوره‌ای شرکت کنید آن‌زمان این کار را بکنید. زمان آن است که چند کتاب بخوانیم. دو کتاب را نام می‌برم در طول کار شرکت تلاش کنید کتاب‌های ناشران خوبی چون «فرا»، «رسا» و «سازمان مدیریت صنعتی» را به فراخور نیاز بخوانید و از کتاب‌های دانشگاهی نیز پرهیز کنید:

۶- دو ماهنامه «تدبیر» و «گزیده مدیریت» را آبونه شوید.

نکته بسیار مهم: (این نکته استثنا هم دارد اما در حالت کلی) به شدت از اینکه (بلافاصله) پس از پایان تحصیل شرکت بزنید خودداری کنید، بهترین حالت این است که پس از دانش‌آموختگی دست‌کم ۲ تا ۳ سال در شرکت‌های دیگر کار کنید تا هم تجربه بیندوزید و هم راه‌وچاه‌ها را یاد بگیرید. بدترین کاری که یک فرد می‌تواند انجام دهد این است که تا فارغ‌التحصیل شد (صفر کیلومتر) شرکتی برپا کند.

برزخ !

شرکتهای کامپیوتری را سه دسته می دانم:
– شرکتهای کوچک که چابک اند و پویا، کم هزینه هستند و مدیریت پذیر، قدرت ریسک ندارند و تنشها به سادگی می تواند آنها را تا مرز نابودی ببرد.
– شرکتهای بزرگ که پایدارند و مقاوم در برابر حوادث، هر کس کار خودش را می داند و وظائف تقسیم شده است،  اما کند هستند در مواجه با تغییرات و غیرقابل انعطاف
– گروه سوم شرکتهایی هستند که بین گروه اول و دوم مانده اند، نه آنقدر کوچکند که چابک باشند، نه آنقدر بزرگند که پایدار باشند، گویی همه نقاط ضعف و قوت هر دو گروه در آنها جمع است. این شرکتها در برزخ بین کوچکی و بزرگی مانده اند به همین لحاظ مدیریتشان سخت است و پیچیده و نباید که در این برزخ بمانند.


می دانم که درصد زیادی از شرکتهای نرم افزاری در گروه سوم هستند و مدیرانشان باید هر چه زودتر تصمیم خود را بگیرند که یا کوچک شوند و خود را کوچک نگه دارند، یا اینکه بزرگ شوند و الزامات بزرگی را برای آن رعایت کنند، فقط باید احتیاط کنند مجریان این تغییرات را از آشناترین افراد به وضعیت شرکت و تجربه اعمال تغییرات، انتخاب کنند، و از استفاده از مجریان وارداتی (نیروی پروژه ای) بپرهیزند.

نگاهی اجمالی به تکنولوژی پنهان در مراسم افتتاحیه المپیک بیجینگ

احتمالا خیلی از شما مراسم افتتاحیه المپیک امسال را دیده اید. هماهنگی کامل بین موسیقی و آتش بازی های زمان دار و دیگر شگفتی های این مراسم ، آن را به پرهیبت ترین مراسم در طول تمامی سالهای برگزاری آن تبدیل کرده است. این نمایش شکوه و جلالش را به طور مطلق مدیون ورود تکنولوژی به تمام لحظات اجرای آن است. منابع خبری چینی به تازگی اخباری را در خصوص افتتاحیه و اینکه چه افرادی را برای ایجاد این غرور و شکوه ملی به کار گرفته اند منتشر کرده اند.

صفحه نمایش LED لوله شده ای در میان زمین باز شد تا نمایش دهنده تمدن و فرهنگ ۵۰۰۰ ساله چین بر روی خود باشد، ابعادی معادل ۱۴۷ متر در ۲۲ متر داشت و بالغ بر ۴۴۰۰۰ LED بزرگ رنگی در آن به کار رفته بود که بین هر کدام از این LEDها ۶۰۰ میلیمتر فاصله بود.

جهت ایجاد یک محیط پندرسانه ای ایده ال، LEDهای بزرگ در تمامی مساحت ۲۰۰۰۰ متری محل برگزاری افتتاحیه (استادیوم آشیانه پرنده) نصب گردیده بودند.

سیستمهای مونیتورینگ و نظارتی پیشرفته برای اولین بار در تاریخ مراسم المپیک به کار گرفته شدند تا بتوان حرکات رقصنده ها و فاصله میان ۱۸۰۰۰ بازیگر کد گزاری شده را کنترل کرد.

در آتش بازی ها از سیستم کنترل احتراق الکترونیک استفاده شده بود که انفجارها را در ۳۰ مکان مختلف در شهر بیجینگ کنترل می کرد. به گفته کای گوچینگ – متخصص انفجار –  برای اجرای این آتش بازی ها بیش از ۴۰۰۰۰ توپ جهت شلیک ها استفاده شد. (البته چینی ها از ایام بسیار دور استاد آتش بازی در دنیا بوده اند)

مواد مصرف شده در تولید رول های کاغذ نقاشی توسط واحد هوا-فضای چین تهیه شده اند. بسیاری از تکنولوژی های مستتر در این مراسم توسط شرکت های داخلی توسعه یافته و به کار برده شدند.

لی نینگ زیمناست چینی که قرار بود مشعل را روشن کند با سیم در فضا معلق شد و شروع به راهپیمایی در آسمان کرد. وی پس از عبور از جلو صفحه ی نمایش بسیار بزرگی که مسیر حرکت مشعل المپیک در دنیا را نشان می داد، اقدام به روشن کردن مشعل کرد.

«هر چند کشور چین با مشکلات عدیده محیط زیستی، اقتصادی و حقوق بشری دست و پنجه نرم می کند و یک خبرنگار نمی تواند در خصوص آینده کاری و مشکلات پیش رویش اطمینان خاطر داشته باشد. اما بعد از مراسم رقص و پرفورمنس آخر شب این افتتاحیه، سرم را بالا گرفتم و با کمی غرور ورزشگاه را ترک کردم. غرور برای میراث پربار کشورم و امید به آینده ای روشن تر.» خبرنگار خبرگزاری شینهوا

به راستی که از زمان شروع المپیک این مراسم مهمترین و بهترین مورد استفاده و تلفیق تکنولوژی های پیچیده به همراه خلاقیت بشری در مراسم افتتاحیه بوده است. منبع – اطلاعات بیشتر

مدیریت بی برقی

تئوری های بازاریابی و فروش می گوید برای تبلیغ یک کالا، شما باید مدتی برنامه ریزی کنید، بازارسازی کنید و صبرکنید که بازار به شما پاسخ بدهد و کالای شما فروش برود، تازه آنوقت باید برای ماندگار شدن کالای خود فکر کنید و برنامه ریزی نمایید.
در ایران اما گویا این تئوری ها کاربردی ندارد. چند ماه پیش شرکتهای سازنده ژنراتور و UPS با یک فروش ثابت و با مشکلاتی مانند همه صنف خود مواجه بودند، اما به یکباره با آغاز فصل گرما و قطعی های برق در تهران -و شاید شهرستانها، خبر ندارم- فروش آنها به حدی شد که حتی مارک های غیر معتبر و ناآشنا هم دیگر در بازار یافت نمی شدند، قیمتها حتی تا بیش از دوبرابر افزایش پیدا کرد و الان باید در صف باشی تا یکی از این شرکتها به شما سرویس بدهد! تازه آنهم با هزار منت و …. کدام دانش بازاریابی است که دولت ما بکار می گیرد، خدا عالم است!
بی برقی ها باعث شده است که شرکتهای کامپیوتری به عنوان کسانی که اگر برق نباشد، هیچ کاری نمی توانند بکنند، هر یک به فکر چاره باشد، از خرید UPS گرفته تا نصب ژنراتور و یا حتی خرید نوت بوک برای برنامه نویسانشان که اگر برق رفت، دست به زیر چانه نشوند.
این راه حل ها هر چند مقطعی اما به دلیل هزینه یا برای همه شرکتها مقدور نبود-با این افزایش ناگهانی قیمتها- و یا اگر بود برای همه تجهیزات شرکت مقدور نبود، نهایتا سرورها و چند کامپیوتر حساس در تولید و پشتیبانی. بقیه قسمتها و تجهیزات حتی ملزومات خدماتی و اداری نظیر سیستمهای خنک کننده، خارج از این چرخه شدند.
مشکل دیگر آنجاست که شرکتها امیدوارند این قضیه دائمی نباشد و با آمدن فصل پاییز، چرخه به شکل طبیعی خود برگردد.
 
این شد که شرکتها به فکر راهکار های دیگری برای مدیریت درست زمان بی برقی ها برآمدند:

– مرخصی های ساعتی اجباری یا اختیاری
-تغییر ساعات کار در هفته هایی که قطع برق به اول و یا آخر وقت منتقل می شد.
-جلسات شناور داخلی به شکلی که هر وقت برق رفت، جلسه برگزار شود، جلساتی مانند جلسات طراحی، کمیته های داخلی، جلسات راهبردی و …
-تغییر ساعات نهار در زمانی که قطع برق به وسط روز منتقل می شود
– جلسات خارج از شرکت برای زمان بی برقی در محل مشتری
-انجام کارهای اداری و یا بانکی خارج از شرکت در آن زمان برای شرکت و یا پرسنل آن
-دوره های آموزشی و کلاس های توان افزایی برای پرسنل بیکار شده در زمان بی برقی
-برگزاری ساعات مطالعه فردی و یا گروهی برای آن ساعات
-…
همه اینها راهکارهای مدیریتی بود، اما پرسنل هم برای خود برنامه ریزی دیگری کردند، برگزاری جلسات گپ و گفتگو، غیبت (!) تعریف آخرین جوک های SMS و …!
اینکه کدام راه انتخاب می شود، بستگی دارد به آن شرکت، قدرت مدیر و یا کارمندان آن و دولتی و یا خصوصی بودن آن!

پی نوشت : قصد داشتم راجع به دولت دیگر هیچ ننویسم، اما مگر می گذارد! در قرارداد های نرم افزاری بندی است به نام فورس ماژور و یا شرایط غیر مترقبه اعم از سیل و زلزله و … به شوخی به دوستی گفتم در این بند باید “دولت” را نیز به عنوان یک شرط غیر مترقبه بگذاریم، که در تابستان برق می رود و در زمستان گاز، گاهی آب تهران گل آلود می شود و قطع، تامین بنزین از آن سو مشکل دارد و داستان مواد غذایی و مسکن و تورم هم که جای خود، همه این اتفاقات روی یک تولید درست نرم افزار و آمادگی شرکت وشرایط روحی تیم تولید آن تاثیر می گذارد، گفتن ندارد، خودتان بهتر می دانید!

منبع : دوست خوبم رادمان

تحول اقتصادی ؟؟!!!

همه گفته‏اند و می دانیم که در فرآیند هدفمند کردن پرداخت یارانه ها، اولین و شاید مهمترین گام اجرایی، شناسایی و احصاء گروه های هدف می باشد. در راستای نیل به این مهم، مرکز آمار ایران به صورت فوریتی طرحی را تدوین نموده تحت عنوان«طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارهای کشور» که براساس آن قرار است از نیمه دوم مرداد ماه سالجاری، مردم طی یک فراخوان عمومی و کاملا داوطلبانه این فرم ها را تکمیل و به مراکز از قبل تعریف شده تحویل نمایند.

اما آیا به واقع چنین هدفی در پس پرده وجود دارد ؟ و یا داستان چیز دیگری است !!
برای شفاف شدن این موضوع بیاییم این فرم را بعنوان یک فرم اقتصادی مورد بررسی قرار دهیم‌:

بررسی شواهد و مطالعه اقلام فرم پرسشنامه اطلاعات افراد خانوار، مواردی از ابهامات و اشکالات را آشکار می‏سازد که بشرح ذیل خلاصه می گردد:

۱. طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار، قطعا یک طرح کلی بوده و پروژه جمع آوری پرسشنامه افراد خانوار اولین گام این طرح می باشد. سوال اینجاست که پروژه و گام های اجرایی تعریف شده در این طرح کدام ها هستند؟ بعبارتی طرح ریزی جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارها به چه صورت است؟ با توجه به اینکه تدوین و اجرای چنین طرح پایه ای، اولین تجربه کشور و مرکز آمار می باشد، پشتوانه علمی(تئوریک آمارو اقتصاد) و تجربی(استاندارد بودن طرح و پرسشنامه، مطابق تجربیات بین المللی) آن کجا و چگونه است؟

۲. عنوان طرح، حاکی از اطلاعات” اقتصادی” افراد می باشد، حال آنکه در پرسشنامه چیزی جز وضعیت شغلی، درآمد و دارایی های افراد مطرح نشده و اطلاعاتی نظیر کم و کیف مخارج خانوار و … مورد نظر قرار نگرفته است. چنانچه هدف طرح تنها احصای وضعیت درآمدی افراد می باشد، لزومی به طرح عنوان”اقتصادی” نبوده و اگر غیر از این باشد، جایگاه اطلاعات هزینه ای در کجا منظور شده است.

۳. برای اجرای چنین طرح مهم ملی، روایی و پایایی پرسشنامه و اطلاعات کجا پیش آزمون(پرتست) شده و آیا می توان با درصد خطای از پیش برآورد شده به نتایج این طرح اعتماد نمود؟

۴. مسئولین محترم اجرای طرح از قبل اذعان داشته اند که مستندات و بانک های اطلاعاتی برای”راستی آزمایی” (یا دروغ سنجی)، وجود دارند. اصولا چه مستنداتی برای چک نمودن درآمد شغل های آزاد رسمی و غیر رسمی، قانونی و غیر قانونی وجود دارد. تکلیف آنهایی که هم پزشک متخصص و هم استاد دانشگاه هستند چطور؟ آنهایی که کارمند دولتی بوده و در بخش خصوصی هم فعالیت میکنند و عضو هیات علمی نیمه وقت و…. هستند کجا و چگونه رصد می شوند؟ چه مکانیزمی برای بررسی صحت و سقم ارزش بازاری املاک و مستغلات و یا ارزش خودرو وجود دارد؟ اگر افراد از شبکه های غیر رسمی(که چه بسیارند آنهایی که دستشان به خوان گسترده تسهیلات ارزان قیمت نرسیده) وامی دریافت کرده باشند، کجا و چگونه احصا و ارزیابی می شوند؟ آیا بهتر نیست برای جلوگیری از ارایه اطلاعات نادرست ، دقیقا مشخص شود و به اطلاع عموم برسد که نمونه اجرایی مستندات “راستی آزما” کدامند؟ آیا اقلام اطلاعاتی و موارد موصوف نیاز به بازنگری ندارند؟

۵. اطلاعات مورد درخواست ایستا بوده و ماهیت پویا ندارند. به این مفهوم که نگاه به مجموعه درآمد و دارایی ها تنها نگاه به سه ماه اخیر تاکنون می باشد. تکلیف آنهایی که بلافاصله بعد از ارسال و تایید پرسشنامه، تسهیلاتی دریافت مینمایند، اتومبیلی خریداری می کنند، تصمیم میگیرند که بازپرداخت وام های دریافتی را انجام ندهند، و … چگونه خواهد بود؟

۶. از آنجا که مشارکت در تکمیل و تحویل پرسشنامه امری داوطلبانه و ذکر اطلاعات بصورت خود اظهاری می باشد، برآورد اولیه از حضور خانوارها چقدر است؟ پیش بینی طرح نقدی نمودن یارانه ها، پرداخت یارانه به هفت دهک پایین درآمدی یعنی حدود ۴۹ میلیون نفر است. اگر پرسشنامه های تحویلی به رقم مطلوب نرسد، تکلیف پرداخت نقدی به مجموعه هدفگذاری شده چه می شود؟ آنهایی که به هر دلیل از فراخوان طرح مرکز آمار باز می مانند، چه می شود؟

موارد مشروح فوق تنها گوشه ای از ابهامات بوده و قطعا همه عزیزان می توانند به سایر موارد و مشکلات نیز اشاره نمایند. اما آنچه از اجرای چنین طرح حساس ملی( که حتی می تواند تبعات فراملی نیز داشته باشد) استنباط می گردد، به قرار زیر است که امیدوارم مورد توجه مسئولان محترم قرار گیرد:

۱. تدوین و اجرای عجولانه طرح جمع آوری اطلاعات، نتنها مارا به هدف مطلوب نرسانده، بلکه در عمل ضعف یا نادرستی اطلاعات خصوصا بعنوان معیار توزیع مجدد درآمد، می تواند زیان های جبران ناپذیری در ابعاد خرد و کلان اقتصادی وارد نماید.

۲. یکی از اصول لاینفک هدفمند کردن یارانه ها، مدیریت و صرفه جویی هزینه اجرای آن می باشد. پیش بینی شده که اجرای طرح پرسشنامه، حدود ۳۰۰ میلیارد ریال هزینه داشته باشد. آیا نمی بایست در همین آغازین گام با صرف اعتبار مصوب، بیشترین بهره را از آن برد؟ اگر طرح و پروژه بدلایل موصوف از اعتبار لازم برخوردار نباشد، آیا در تناقض با اصول حاکم نیست؟