کارمندی گوگل از سر بیکاری

رفیقی دارم که بازنشسته BBC است، ساکن یکی از شهرهای انگلستان. با اینکه سن بالایی دارد (۷۰ سال)، اما عاشق تکنولوژی روز، به خصوص «کامپیوتر» است.
طبیعتاً روزها هیچ کاری ندارد که انجام دهد جز اینکه پشت کامپیوترش که شبیه ابررایانه(!) است بنشیند و با خطوطی با سرعت ۲ مگابیت بر ثانیه در دنیای دیگری سیر کند!
اگر من را آنلاین گیر بیاورد که خوب، دو سه ساعتی وقتش را پر می‌کنم! اما مواقعی که آنلاین نیستم، می‌رود سراغ Google Groups به ویژه گروه‌های مربوط به کمک درباره مشکلات کار با بخش‌های مختلف گوگل، مثل Help Groups.
در این گروه‌ها شما مشکلاتتان را در مورد بخش‌های گوگل می‌پرسید و اگر کاربری دانست که راهنمایی می‌کند، وگرنه برخی مسؤولین مربوطه شما را راهنمایی خواهند کرد.
مثلاً من در گروه Gmail پرسیده بودم که آیا راهی وجود دارد که دکمه  را برای راست به چپ نویسی به ادیتور جی‌میل اضافه کرد یا خیر؟ که اتفاقاً همین رفیق جواب داده بود و از همانجا رفاقت ما شروع شد.
خلاصه، تنها کاری که این رفیق ما انجام می‌دهد به گفته خودش این است که از روی بیکاری سری به سؤالات می‌زند، متن سؤال را می‌خواند و در گوگل جواب آن را جستجو می‌کند، اگر چیزی یافت، همانجا ارسال می‌کند! همین!
آنقدر سریع به سؤالات جواب می‌داده که وقتی مسؤولین به هر سؤالی مراجعه می‌کرده‌اند، می‌دیدند این رفیق ما زودتر جواب آن کاربر را داده!
این روند ادامه پیدا کرده تا اینکه دیروز یک ایمیل از طرف او دریافت کردم که بخشی از آن به این صورت بود:Hi Dear Sadegh, I am doing fine and Google have just made me into a sort of SuperHero regarding Gmail. Evidently they liked my answers in solving problems and if I can I’ll send you a copy of what I got from them


در ابتدای نامه‌ای که کارمند گوگل برای او ارسال کرده، آمده:


I was looking through the Google Mail Help Group and noticed that you have
been very active. We here at Google Mail would like you to know that we
appreciate all the great advice you’ve been giving our users
و در ادامه، فعلاً دسترسیش به امکانات بیشتری را فراهم کرده‌اند، ضمن اینکه یک ایمیل مستقیم برای ارتباط لحظه‌ای با کارمند مربوطه به او داده‌اند.
خودش مطمئن است به زودی او هم کارمند دورادور گوگل خواهد شد و یک نامه از طرف دفتر گوگل در انگلیس دریافت خواهد کرد! 🙂

این جریان برایم جالب بود!
من هم برایش همان جمله‌ای که همیشه می‌گویم را نوشتم:
کسی که از یک «کمک» بیشترین سود را می‌برد، «کمک‌کننده» است.
(پیرمردهای ما تعداد کلاغ‌های پارک‌ها را می‌شمارند و این‌ها…!)

مخابرات در جهل یا سیاست

مدتی است زمزمه ها و نکات ریز و درشتی در خصوص به اصطلاح نرم افزار ارسال SMS شرکت عریض و طویل مخابرات می شنوم و این امر باعث شد تا برای عقب نموندن از قافله لنگ تحولات آی تی کشوری اقدام به دانلود و تست این محصول بکنم.

در درجه اول بپردازیم به ریشه های این اقدام بدیع و نقد آن ، تصور می کنم زیباترین روش استفاده از متد گرگ در پوست گوسفند (Trojan) برای این نقد است :

مزایا ، ظواهر و یا همان پوست گوسفند :

– افزایش نرخ تعرفه SMS لاتین و کاهش متقابل نوع فارسی آن در جهت کمک به حفظ رسم الخط زیبای فارسی.

– اقدامی موثر در راستای مقابله با تهدید جدی رواج زبان انگلیسی بعنوان زیان محاوره ای نوشتاری جامعه به خصوص قشر جوان.

– حفظ جایگاه زبان فارسی در فناوری های نوین.

– فراهم نمودن امکان استفاده از سرویس SMS برای هم وطن هایی که آشنایی با حروف لاتین را ندارند.

– و ….

نواقص، فریب ها و یا همان گرگ درون پوست :

– عدم همخوانی با صفحه کلید‌ها
از اشکالات اساسی نرم‌افزار پیامک فارسی همخوانی نداشتن حروف با صفحه کلید اکثر گوشی‌های تلفن همراه است. در این نرم‌افزار کاربر گوشی تلفن همراه باید با عادت و کار مداوم بتواند حروف فارسی را به روی کیبورد گوشی تلفن همراه خود تطبیق دهد.

۲- عدم اجرای نرم‌افزار در سیستم عامل گوشی‌ها
یکی دیگر از اشکالات دیگر این نرم‌افزار پیاده نشدن نرم‌افزار بر روی گزینه ارسال پیام کوتاه در گوشی‌ها است. کاربر برای استفاده از این نرم‌افزار باید به دنبال آن در فایل‌های دیگر چون بازی و اینستال بگردد.
این نرم‌افزار در فایل ارسال پیامک نصب نشده است.

۳- عدم ارسال گروهی پیامک
از ایرادات اساسی دیگر این نرم‌افزار عدم ارتباط با دفترچه تلفن گوشی تلفن همراه است. در این نرم‌افزار کاربر نمی‌تواند به دفترچه تلفن همراه رجوع و شماره مشخص را انتخاب کند. کاربر باید دارای حافظه قوی برایر حفظ شماره‌های موردنظر خود باشد!

۴- ضعف در ویرایش متن
کاربر تلفن همراه با استفاده از این نرم‌افزار نمی‌تواند به راحتی جمله پیش فرض را اصلاح و یا پاک کند.
کاربر حتما باید دکمه گزینه را فعال و سپس گزینه پاک کردن را انتخاب و دوباره به صفحه تایپ وارد شود.

۵- سیم‌کارت‌های ۰۹۱۹ در کما هستند
متاسفانه یکی دیگر از بزرگ‌ترین ضعف‌های نرم‌افزار پیامک فارسی عدم کاربرد آن برای سیم‌کارت‌های اعتباری دولتی است که با توجه به وجود ۱۱ میلیون مشترک تلفن همراه این مورد از ایراداتی است که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. در ضمن این نرم‌افزار تنها برای سیم‌کارت‌های دولتی است و فشرده‌سازی برای سیم‌کارت‌های تالیا و ایرانسل اجرایی نخواهد بود.

۶- عدم تست بر روی تمامی گوشی‌ها
این نرم‌افزار هنوز بر روی تمامی گوشی‌ها تست نشده و برخی از دارندگان گوشی تلفن همراه از عدم همخوانی نرم‌افزار با گوشی‌های خود دارند. افرادی که گوشی‌های ساخت ۸۲ به قبل را در اختیار دارند در سردرگمی به سر می‌برند.

۷- عدم دسترسی به امکانات مولتی مدیا
نرم افزار پیامک فارسی متاسفانه با وجود وقفه چندین ماهه به صورت آزمایشی ارائه شده است و فاقد امکانات معمولی چون مولتی‌مدیا و استفاده از امکانات دیگر چون شکلک در پیام کوتاه است.

۸- الزام نصب نرم‌افزار توسط ارسال‌کننده و گیرنده پیامک
مشترکان تلفن همراه برای ارسال و دریافت پیامک فارسی باید دو طرف اقدام به نصب این نرم‌افزار کنند.

۹- نداشتن سیستم اطلاع از دریافت پیامک
از ایرادات این نرم‌افزار نداشتن سیستم اطلاع از دریافت پیامک از سوی گیرنده و یا دلیوری است.

۱۰- عدم اطلاع‌رسانی صحیح برای نرم‌‌افزار
متاسفانه هیچ‌گونه اطلاع‌رسانی شفاف و کاملی از این نرم‌افزار از سوی پیمانکار و کارفرما (mci) نشده است. در حالی که مشترکان می‌توانند از طریق بلوتوث این فایل را دریافت کنند و نیازی به اینترنت نیست، متاسفانه اطلاع‌رسانی در این باره صورت نگرفته است.

و علاوه بر نواقص فوق آنچه باعث تشبیه این طرح به گرگ درون پوست شده این است که با اجرائی شدن این طرح زیبا و دهان پر کن عملا امکانات بسیار زیادی هم برای مخابرات مهربان ایجاد می شود:

– ۱ ماه SMS گران برای تمام کاربران ایرانی و میلیارها سود پیش بینی نشده و قابل هزینه در هر جایی از تاریخ افزایش تعرفه های SMS تا عرضه نرم افزار

– ماهیگیری از آب گل آلود تاریخ افزایش تعرفه تا راه اندازی سامانه تفکیک هزینه اشکال SMS و بعد هم نواقص قطعی سیستم، در جهت پر کردن جیب دولت.

– دو نرخی کردن SMS ، آن هم به معنای واقعی افزایش هزینه با توجه به مشکلات تعمدی موجود در نرم افزار

– امکان ذخیره سازی ، مانیتورینگ و ره گیری بسیار ساده تر از پیش SMS ها

– امکان بهره برداری های اطلاعاتی و امنیتی در ورژن های آینده نرم افزار

– فیلترینگ بسیار سهل و آسان SMS ها

و بطور کل ، تمامی بهره هایی را که می توان از یک Trojan برد.

راه کارها و روش های عاقلانه :

تصور نمی کنید با کمی دور اندیشی می توانستیم بجای افزایش ناگهانی تعرفه موبایل و تقویت قاچاق این کالا در تصمیمات شتابزده و یا تعریف راهکارهای من درآوردی برای ثبت IMEI و … با اعمال قانون، شرکت های وارد کننده را تشویق به پشتیبانی از SMS فارسی جهت استفاده از نرخ تعرفه گمرکی پایین تر نمود و به این ترتیب با یک تیر دو نشان زد؟

آیا بهتر نبود اگر واقعا به دنبال اهداف ذکر شده در این طرح بودیم ، با شرکتی مثل Nokia و یا Sonyericsson که عمده سهم بازار تلفن همراه در ایران را در دست دارند، قراردادی برای تولید و نصب چنین نرم افزاری بسته می شد تا علاوه بر اطمینان از عملکرد بی نقص نرم افزار بر روی این گوشی ها، این موضوع را به یک عامل رقابتی در بین تولید کننده های تبدیل می نمودیم و با استفاده از این سیاست ضمن فراگیر نمودن این سیستم ، ناخودآگاه مردم را بسوی این مزیت رقابتی سوق می دادیم ؟

با این اوصاف آنچه که در این برهه مشخص و چون روز روشن است ، محکومیت این طرح به شکست و قرار گرفتن در لیست سیاه پروژه های دولتی ایران است.

تعریف بی پرده مشاغل

امروز مطلبی رو خوندم که بخشی از اون به تعریف بی پرده مشاغل پرداخته بود ، جالب و خنده دار بود و بیشتر از همه تعریف مشاور برایم جذاب بود ، شاید به این بشه گفت یک طنز.

فکر کنم بد نباشه تا تعدادی از اونها اینجا بنویسم :

سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم برویدمنتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری   .کنید
مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.
حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیزرا نمی داند.
بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترشرا به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.
ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربهسیاهی می گردد که آنجا نیست.
فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.
روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسدکه همسرتان مجانی از شما می پرسد.
جامعهشناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همهمردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.
برنامهنویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی کهنمی فهمید حل می کند.

دانای کل

برخی مواقع ما نرم افزاری ها از یک مفهوم به اندازه مقدمه آن می دانیم، اما آن را دوای همه دردها و کلید همه قفل ها می نامیم! به واژه هایی نظیر ERP، CRM ، اتوماسیون اداری، Datawarehouse، J2EE ، معماری سازمانی، پایگاه اطلاعاتی، UML، RUP، Oracle، web application، .NET، Ajax و … دقت کنید، باور کنید خیلی از ماها از یکی از این مفاهیمی که گفتم، صرفا در همان حد چند جمله ای که از دوستی شنیده ایم و یا در وبسایتی و یا وبلاگی خوانده ایم، می دانیم اما در هر سوال و تقاضای مشتری، فورا آن را به عنوان راه حل مشکلش بیان می کنیم و چنان بادی به غبغب می اندازیم از اینکه می دانیم کس دیگری آنچیزی را که گفتیم نمی داند! اقیانوسی هستیم به عمق یک سانتیمتر، یا بدتر، برخی مواقع برکه ای هستیم با عمق یک میلیمتر… چقدر مهندسیم ما ….!

اما یادمان باشد که گاهی به پست برخی خواهیم خورد که اقیانوسی هستند به عمق یک اقیانوس و آن زمان شما ، هرکدام از این کلامات زیبایی را که پراندید از آبروی حرفه ای و علمی خود هزینه کرده اید.

بیاییم الکی حرف نزنیم.

حالا بگوییم من مهندسم !

مهندس را اینگونه تعریف می کنم: “کسی که برای حل یک مساله، از بین راه حل های موجود، بهترین راه حل را انتخاب می کند.” ، شاید تعریف دقیق و کاملی نباشد، اما به نظرم به درستی در یک جمله به مهمترین مشخصه مهندس اشاره می کند. بگذارید تعریف کاملتر و دقیقتری برای مهندس بیان کنیم.

Milton C. Shaw در کتاب خود با عنوان ENGINEERING PROBLEM SOLVING : A CLASSICAL PERSPECTIVE مهندسی و مهندس را چنین تعریف می کند:


مهندسی یک تخصص است. مهندسان به صورت نزدیک با دانشمندان علوم مختلف ارتباط داشته و از دانش های جدید و قدیم برای ساخت محصولات و خدماتی که مردم به آنها نیاز دارند استفاده می کنند. مهندسان کارهای خلاقانه انجام می دهند. آنها توانمند شده اند برای اینکه راه های جدیدی ایجاد کنند تا از نیروهای طبیعی کار سودمند بشر را نتیجه بگیرند. دانشمندان هدفشان کشف طبیعت است در حالیکه مهندسان هدفشان ساخت ابزارهای سودمند با درنظر گرفتن محدودیت های اجتماعی و اقتصادی است. مهندسان با واقعیت سر و کار دارند و معمولا برای رسیدن به یک هدف باید چندین مساله را به صورت همزمان مد نظر قرار گیرند.اگر حل یک مساله مفروض به طرز غیر معمولی سخت باشد ممکن است که بخواهیم توسط مهندس در یک محدوده زمانی و هزینه ای مشخص  حل شود. اینگونه مسائل مهندسی معمولا بیش از یک راه حل دارند. این هدف مهندس است که با توجه به منابع موجود بهترین انتخاب را در میان این راه حل ها داشته باشد. معمولا در این موارد مقیاس های خوب بودن یک راه حل تعریف و بر اساس همین معیارها راه حل انتخاب می شود.هدف حل یک مساله است با ساده ترین، ایمن ترین و کاراترین راه حل ممکن و البته با کمترین هزینه. معمولا کمتر پیش می آید که مهندسان در اولین مرتبه به بهترین راه حل دست پیدا می کنند، بلکه باید در یک فرآیند تکراری راه حل بارها مورد بازبینی قرار گیرد. از سوی دیگر مهندس به صورت حرفه ای مسؤول ایمنی و کارایی محصول خود است.

اگر فعالیتهای اصلی بشر را در سه شاخه کلی زیر تقسیم کنیم :
– ایده ها (Idea)
– طبیعت (Nature)
– اشخاص و اشیاء (People and Things)

فعالیتهای مرتبط با هر گروه را می توان چنین طبقه بندی کرد :

– نزدیک به شاخه ایده ها: علوم انسانی (Humanities) نظیر : ادبیات، هنر ، علوم دینی و موسیقی …
-نزدیک به شاخه طبیعت: علوم (Sciences) : مانند فیزیک ، شیمی، زیست شناسی، …
– نزدیک به اشخاص و اشیاء:کالا ها و خدمات (Goods and Services) : نظیر حمل و نقل، ارتباطات، کشاورزی، معدن، ساخت و تولید، علوم نظامی و …
– بین دو شاخه ایده ها و طبیعت: علوم انتزاعی ( The Abstract Sciences) : نظیر فلسفه طبیعی یا ریاضی
-بین دو شاخع طبیعت و اشخاص و اشیاء: علوم کاربردی (The Applied Sciences) : نظیر مهندسی، پزشکی، زمین شناسی، …
– بین دو شاخه اشخاص و اشیاء و ایده ها: علوم اجتماعی (The Social Sciences) : نظیر روانشناسی، معماری، حقوق، اقتصاد، تاریخ، روزنامه نگاری و …


واضح است که مهندسی در شاخه علوم کاربردی قرار می گیرد بنابراین فعالیتهای یک مهندس را می توان در طیف از “علوم” تا “کالاها و خدمات” قرارداد:
علوم
۱-اکتشاف
۲-تحلیل
۳-طراحی
۴- توسعه و پیاده سازی
۵- طراحی برای تولید
۶- تولید
۷-کنترل کیفیت
۸- عملیات
۹- نگهداری
۱۰-فروش و کاربردها
کالاها و خدمات
همانطور که مشخص است این طیف از دانش خالص (تحقیقات) تا مرحله فروش و ایجاد کاربردهای محصول دنبال می شود، مهندسی که بیشتر باید درگیر ارتباط با مردم و فراگیزی دانش های مرتبط نظیر روانشناسی و اقتصاد می شود.

هفت عامل برای تبدیل “قرارداد” از مبنایی برای تعاملات کاری به کاغذی برای قشنگی!

در هنگام فروش یک محصول آماده و یا تولید یک سیستم جدید نرم افزاری، مانند همه موارد رایج در صنعت و تجارت، یک قرارداد یا موافقت نامه بین فروشنده و خریدار و یا پیمانکار و کارفرما منعقد می شود.
این سند که در آن تمامی تعهدات طرفین و شیوه تعامل آنها با یکدیگر، محصولات پروژه، زمانبندی و شیوه پرداخت روشن می شود را می توان مهمترین مستند بین دوطرف دانست که با امضاء دو طرف جنبه حقوقی به خود گرفته و در صورت اختلاف می تواند در مراجع ذیصلاح مورد استفاده قرار گیرد.
اما ….
از یکسو فروشنده و یا پیمانکار خیلی خود را مقید به آن نمی داند، معمولا پروژه های نرم افزاری -شاید مثل همه پروژه ها در ایران- با تاخیر ها و نقص های کوتاه و بلندی مواجه می شود که باعث می شود زمانبندی پروژه دقیقا رعایت نشود و محصولات نهایی با توافق اولیه متفاوت باشند.
از سوی دیگر خریدار و یا کارفرما نیز، اغلب تعهدات خود -مشخص شده در موافقت نامه- را نادیده گرفته و  شرایطی که باید برای اجرا فراهم کند و پرداخت مبالغ موافقت نامه در مواقع تعیین شده را رعایت نمی کند، سطح توقعات خود را بیش از آنچه در موافقت نامه تعریف شده دانسته و بدون افزایش قرارداد، محصولات و تعهدات طرف دیگر را افزایش می دهد.

با وجود اینکه همگان اهمیت موافقت نامه یا قرارداد ها را می دانند چرا این اتفاق می افتد؟ هفت دلیل را اینجا ذکر می کنم:

۱-درست ننوشتن و نخواندن موافقت نامه: اغلب موافقت نامه ها به درستی نوشته نمی شوند و یا خوانده نمی شوند، طبیعتا درست هم اجرا نمی شود. به عبارت دیگر، موافقت نامه در هنگام نگارش تعریف کننده موراد لازم نیست و تازه کسی که آن را هم امضاء می کند، آن را درست مطالعه نمی کند که بداند به چه چیزی تعهد داده است. پس طبیعی است که در موقع اجرا، به آن عمل نشود.
۲- موافقت نامه های مبهم: وجود ابهام در موافقت نامه ها، بسیاری از موافقت نامه ها به عمد و یا به سهو دارای ابهاماتی است که باعث می شود نتوان در موارد بروز اختلاف، تصمیم گیری قاطعی در مورد آن داشت. داشتن ابهام، مساله ای است که همانگونه که گفتم به عمد توسط نویسندگان زرنگ موافت نامه ها ایجاد شده و به آن افتخار هم می کنند.
۳- قرارداد های یکطرفه: بسیار دیده ام که موافقت نامه کاملا یک طرفه و به سود یک طرف تنظیم می شود. در این شکل قراردادها، بیشتر از جانب کارفرما یا خریدار بند هایی به قرارداد اضافه می شود که کاملا به نفع خودش است و منافع طرف دیگر را نادیده گرفته و یا اجرای موافقت نامه را خارج از توان طرف دیگر می کند. عدم قبول تعهدات ساده برای خود در عین گذاشتن قیدهای خیلی سخت برای طرف دیگر از اینجمله است. معمولا به این قرارداد ها ترکمنچای می گویم و شده است که چنین موافقت نامه ای را امضاء نکنم، اگر چه برای توافق پیش از آن زحمت زیادی کشیده باشیم.
۴- عجله و یا خستگی ناشی از بازاریابی: معمولا عقد قرارداد به عنوان آخرین گام فروش نرم افزار و یا گرفتن سفارش پروژه است، لذا تیم های فروش گاهی آنقدر عجله می کنند تا حتما فروش را با هر شرایطی محقق کنند و یا آنقدر رفتن و آمدن ها و مذاکرات طولانی آنها را خسته کرده است که صرفا امضای یک قرارداد راضیشان می کند.
۵- عدم هماهنگی بین قرارداد و تخمین های پروژه: در برخی مواقع نویسنده، امضاء کننده و یا خواننده قرارداد متفاوت از تیم تولید یا نصب سیستم است (که اغلب اینگونه نیز هست) به همین دلیل ممکن است توافق کنندگان شرایطی را بپذیرند که عملا اجرای آن توسط تیم های پیاده ساز و یا راه اندازی آن توسط استفاده کننده اصلی در زمانبندی مقرر و یا با داشته های موجود غیر ممکن باشد، این مساله باعث می شود که قرارداد نرم افزاری از اجرایی شدن ساقط شود.
۶- رابطه دوستی بین کارفرما و پیمانکار: پیش می آید که پس از عقد موافقت نامه، یک رابطه نزدیک بین کارفرما و پیمانکار شکل می گیرد. این رابطه باعث می شود که دو طرف به نوعی با یکدیگر کنار بیایند و به عدم اجرای برخی تعهدات توجه نکنند. اگر چه در نگاه اول این کنار آمدن دوستانه بد نیست، اما چون همه رابطه بین دو طرف در نهایت بر اساس مسائل مالی و تجاری است، اگر مسائل به شکل غیر قابل تحمل در بیاید، باعث می شود همان دوستی اولیه نیز خراب شود. ضمن اینکه دو طرف چون ابتدا به شکل دوستانه به مساله نگاه کرده اند، در صورت شکست پروژه احساس خسران بیشتری داشته باشند.
۷- قراردادهای صوری: برخی مواقع، یک قراراداد فقط جنبه صوری و ظاهری دارد و توافقات بین دو طرف، همه بر اساس مسائل شفاهی صورت می گیرد و نوشتن قرارداد صرفا به دلیل رفع حساسیت های نظارتی است تا در صورت مراجعه بگویند که قرارداد خوبی دارند. اما در واقع به شکل دیگری عمل می کنند.
شاید بتوان ده ها دلیل دیگر نیز بر شمرد، اما نکته مهم آن است که به عنوان هر یک از طرفین قرارداد، نباید بگذارید که قرارداد صرفا در حد یک نوشته باقی بماند، باید به آن وفادار بود و تعهدات آن را جدی گرفت. چرا؟ در این مورد هم در آینده خواهم نوشت.

پیشتازان عرصه ی فناوری اطلاعات کشور

چندی پیش به پیشنهاد رئیس شعبه بانکم و پس از بیانات ارزشمند ایشان در خصوص مزایا و محاسن سیستم های بانکداری الکترونیک که به واقع پربارترین سخنرانی از نظر اشتباهات تلفظی و دانشی بود که تا بحال شنیده بودم ، در پای فرم کثیف و کپی شده ی ( سیستم Paperless بانکی ) سامانه حساب های متمرکز بانک را امضا کردم

در این سیستم کلیه حساب های شما از هر نوع و هر شعبه ای بر روی یک کارت اعتباری (همون کارت نقدی رو بهش میگن اعتباری) متمرکز خواهند شد و شما از فقط از طریق همین کارت می توانید به آسانی به کلیه حساب های خود دسترسی داشته باشید و حتی وجه را بین حساب های خود منتقل کنید. بعنوان مثال روز پنجشنبه متوجه می شوید شنبه صبح چک دارید اما حساب جاری شما پول ندارد، به راحتی از طریق ATM های همیشه آنلاین بانک متبوع می توانید وجه مورد نظر را از حساب سپرده خود به جاری انتقال دهید و دردسر های سابق را نکشید.

در حال حاضر بانک های کشور بعنوان پیشتازان عرصه ی ایجاد زیرساخت فناوری اطلاعات در کشور هستند و همواره شاهد فروش فخر از جانب بانک ها به دیگر نهاد های دولتی هستیم که من آنم که رستم بود پهلوان.

حال اجازه دهید صرفا به نقد یک مشکل از این سیستم پیشتاز آن هم صرفا از دیدگاه یک مشتری و نه یک متخصص بپردازیم.

امروز برای دریافت وجه نقد مطابق معمول پس مراجعه به کلیه ATM های این کره خاکی به امید پیدا کردن یک عابربانک متصل به شبکه یا فعال، سرانجام  در سراب ناشی از حرارت آفتاب سوزان تصویری مبهم از یک ATM فعال را دیدم، هر چه نیرو در توان داشتم در پاهای خود جمع کردم و به زحمت خود را به آن رساندم.

وای خدایا !! این ATM کار می کند !!!!

کارت بی اعتباری خود را از جیبم در آوردم و به سمت Card Reader دستگاه بردم شعاع نور خورشید منعکس شده در کارت چشمم را زد، به کارم ادامه دادم :

لطفا رمز خود را وارد نمایید :

رمز را زدم ….

به دلایل امنیتی کارت شما ضبط میشود …

به داخل بانک رفتم مقداری از صف شیر ، پمپ بنزین ، پودر ماشین لباس شویی و سهام عدالت به علت تکمیل گنجایش خیابان های شهر از اصناف اطراف به داخل بانک سرایت کرده بود، به زحمت خود را به متصدی باجه رساندم و موضوع را مطرح کردم ، ایشان با گشاده رویی پاسخ دادند شما که بلد نیستید از کارت استفاده کنید برای چه می گیرید !!

کارت را از پشت دستگاه ATM که مامن چندین عنکبوت بی خانمان بود به من تحویل دادند و گفتند برو، عرض کردم تکلیف چیست ؟ فرمودند ۱ هفته دیگر بیایید کارت جدید بگیرید تا از این به بعد رمزتان یادتان بماند.

دیگه کاسه صبرم لبریز شد و پس انجام یک فرایند کامل شستشو به سراغ رئیس شعبه رفتم و ایشان توضیح دادند که چندی پیش بانک در راستای صرفه جویی اقتصادی از یک رانتخوار معتبر تعداد زیادی کارت مگنت خرید کرده اند و حال که شخصی سازی شده و به دست مشتری رسیده متوجه شده اند به شدت مشکل دارد و تصمیم به جمع آوری گرفته اند اما اطلاع رسانی نکرده اند، چون میدانند بالاخره کارت خراب میشود و خود طرف به شعبه مراجعه میکند.

و در نهایت با توجه به سرعت عمل ، سیستم های مکانیزاسیون متمرکز و مشتری مداری حاکم در بانک ها قرار شد تا طی یک هفته آینده کارت بنده را اعطا فرمایند.

و در این مدت بنده نه فقط با مراجعه به شعب صاحب حساب به روش ماقبل سنتی میتوانم امور بانکی را انجام دهم.

سوال اینجاست که واقعا این سوالات در ذهن مدیران بانکی شکل میگیرد یا نه ؟

  • دستگاه های عابر بانک چرا سامانه مانیتورینگ و رفع نقص ندارند
  • زیرساخت ارتباطی ATM ها چرا اینقدر ناپایدار است که بعد از تعطیلی شعب به ندرت میتوان عابربانک متصل پیدا کرد ؟
  • چرا فرایند شخصی سازی کارت ها به شعب منتقل نمیشود تا یک هفته برای صدور و ارسال کارت منتظر نباشیم ؟
  • چرا پس از تعریف حساب متمرکز، دسترسی غیرکارتی به حساب را در شعب دیگر کماکان محدود کردید، معنی حساب متمرکز پس چیست ؟

به همین سادگی !

مشاور

داستان زیر را یکی از دوستانم برایم ایمیل زده بود، منبع آن را نمی دانم  و فارغ از اشتباهات فنی زیادی که دارد بدون دخل تصرف عینا” اینجا آوردم تا شماهم کمی لبخند بزنید:

“چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یک مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروکله یک اتومبیل جدید کروکی از میان گرد و غبار جادههای خاکی پیدا میشود. رانندگی آن اتومبیل که یک مرد جوان با لباس Brioni ، کفشهای Gucci ، عینک Ray-Ban و کراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبیل بیرون آورد و پرسید: اگر من به تو بگویم که دقیقا چند راس گوسفند داری، یکی از آنها را به من خواهی داد؟

  چوپان نگاهی به جوان تازه به دورانرسیده و نگاهی به رمهاش که به آرامی در حال چریدن بود، انداخت و با وقار خاصی جواب مثبت داد.

جوان، ماشین خود را در گوشهای پارک کرد و کامپیوتر Notebook خود را به سرعت از ماشین بیرون آورد، آن را به یک تلفن راه دور وصل کرد، وارد صفحهی NASA روی اینترنت، جایی که میتوانست سیستم جستجوی ماهوارهای ( GPS ) را فعال کند، شد. منطقهی چراگاه را مشخص کرد، یک بانک اطلاعاتی با ۶۰ صفحهی کاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پیچیدهی عملیاتی را وارد کامپیوتر کرد.

بالاخره ۱۵۰ صفحهی اطلاعات خروجی سیستم را توسط یک چاپگر مینیاتوری همراهش چاپ کرد و آنگاه در حالی که آنها را به چوپان میداد، گفت: شما در اینجا دقیقا ۱۵۸۶ گوسفند داری.

چوپان گفت: درست است. حالا همینطور که قبلا توافق کردیم، میتوانی یکی از گوسفندها را ببری.

آنگاه به نظارهی مرد جوان که مشغول انتخاب کردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبیلش بود، پرداخت. وقتی کار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او کرد و گفت: اگر من دقیقا به تو بگویم که چه کاره هستی، گوسفند مرا پس خواهی داد

مرد جوان پاسخ داد: آری، چرا که نه!

چوپان گفت: تو یک “مشاور” هستی.

مرد جوان گفت: راست میگویی، اما به من بگو که این را از کجا حدس زدی؟

چوپان پاسخ داد: کار سادهای است. بدون اینکه کسی از تو خواسته باشد، به اینجا آمدی. برای پاسخ دادن به سوالی که خود من جواب آن را از قبل میدانستم، مزد خواستی. مضافا، اینکه هیچ چیز راجع به کسب و کار من نمیدانی، چون به جای گوسفند، سگ مرا برداشتی.

ابزار یا راهکار نرم افزاری، نیاز واقعی سازمانها کدامیک است؟

محصول یک پروژه نرم افزاری را از دیدگاه استفاده کننده می توان به دو  بخش تقسیم کرد:
– ابزار یا tools نهایی که بر اثر پروژه تولید می شود و یا با خرید یک بسته نرم افزاری و منطبق سازی احتمالی آن در اختیار سازمان قرار می گیرد. این ابزار برای یکی از نیازهای مشتری ساخته شده است و این مشتری است که استفاده کننده ابزار خواهد بود برای رفع نیاز خود.
– راهکار یا soloution که در آن یک ابزار به همراه دانش آن در اختیار مشتری قرار می گیرد. به عبارت دیگر با درک یک مشکل در سازمان خریدار یک محصول نرم افزاری، تولید کننده یک راهکار را که شامل یک نظام تفکر، نحوه انجام کار و نحوه اصلاح سیستم خواهد بود را در اختیار مشتری قرار خواهد داد. راهکاری که بخشی از آن را می تواند یک  یا چند ابزار پوشش دهد.
به عبارت دیگر در خرید ابزار یا سیستم نرم افزاری، مشتری می داند که نیاز کارش را با چه ابزاری پوشش می دهد. با خرید آن خود سیستم را راه اندازی می کند و خیر و شر نحوه استفاده از نرم افزار با خودش است. اما در اجرای یک راهکار، مشتری فقط می داند مشکل دارد و به یک مجموعه نرم افزاری اعتماد می کند تا با ارائه یک راه حل مبتنی بر فنآوری اطلاعات و ارتباطات، آن مشکل را برطرف کند. آن مجموعه نرم افزاری هم علاوه بر ساخت و یا تهیه ابزارهای مورد نیاز خود، به مشتری آموزش می دهند چطور با این ابزارها و با ایجاد تغییرات در فرآیند های جاری خود، مشکلش برطرف می شود. دست مشتری را می گیرند و خود به نیابت از وی، این راهکار را در سازمان عملیاتی می کنند، تا زمانیکه بدانند آنقدر این سیستم در مجموعه استوار باقیمانده است که بدون حضور وی نیز فعالیت می کند.
حال سازمانهای ما به کدامیک از محصولات زیر نیاز مند هستد، یک ابزار صرف، یا یک شیوه حل مساله که ابزار هم در کنار سایر خدمات تخصصی می تواند در آن نقش داشته باشد؟

به نظر من یک پاسخ قطعی برای همه سازمانها و برای همه مسائل آنها نمی توان ارائه کرد. اما به طور کلی:
– سازمانهایی که مدیریت قوی و با دانشی در زمینه فنآوری اطلاعات دارند، نیاز خود را در مورد یک مساله به خوبی می دانند و با داشتن یک بدنه کارشناسی قوی و یا جذب مشاوران کارآمد می توانند مختصات ابزار مورد نیاز خود را دارند و شهامت و استقامت لازم را برای راه اندازی و عملیاتی کردن آن ابزار در سیستم دارند بهتر است “ابزار” یا سیستم نرم افزاری خاص سفارش دهند. چرا؟ چون اولا خودشان مشکل خود را بهتر از دیگران می دانند و می توانند با داشتن آن ابزار، مشکل را برطرف کنند. طبیعتا هم هزینه کمتر زمانی و مالی باید بپردازند، هم نسبت به نتیجه کار اطمینان بیشتری دارند.
– در سازمانهای گسترده، مسائل پیچیده و یا تخصصی و یا در مواردی که سازمان به این نتیجه می رسد که خود تمایل و یا توانایی حل مشکل خود را ندارد، بایستی با انتخاب یک مجری فهیم و با عقل سلیم برای مشکل خود راه حلی بیابد و از صفر تا ۱۰۰ پیاده سازی راه حل را به وی بسپارد و خود زمانی مسؤولیت ادامه را بر عهده بگیرد که بر اساس شرایط موافقت نامه بداند سیستم کاملا راه اندازی و عملیاتی شده و مشکل برطرف شده است. طبیعتا هزینه انجام چنین کاری برای سازمانها بالاتر است و انتخاب مجری حساس تر. اما باید پذیرفت که در صورت پرداخت این هزینه و انتخاب درست، ادامه کار برایشان راحت تر است و درگیری کمتری خواهند داشت. نکته اینکه اجرای یک راهکار بدین معنی نیست که سازمان هیچ مسؤولیتی در قبال آن ندارد، بلکه مدیریت ارشد باید با حمایت همه جانبه و قاطع از مجری، وی را در انجام درست راه حل یاری دهد و شرایط کار را برایش مهیا کند.

لذا، به مدیران سازمانهای دولتی و یا خصوصی کشور توصیه می کنم که قبل از سفارش هر نرم افزاری ابتدا مسائل مرتبط با راه اندازی و عملیاتی کردن آن و اینکه آیا این سیستم می تواند مشکلشان را برطرف کند یا خیر در نظر بگیرند و در هنگام عقد قرارداد خرید یا توسعه آن را به کار گیرند.
در آخر باید به این نکته هم اشاره کنم که خروجی یک پروژه نرم افزاری فقط شامل یک product صرف نیست. اینکه ما یک یا چند CD شامل نرم افزار را تحویل بگیریم اصلا کافی نیست. یک نرم افزار صرف، به نظر من تنها یک سوم از خروجی را شامل می شود، دو سوم باقیمانده را آموزش، راه اندازی و پشتیبانی آن سیستم در طی حیات نرم افزار و کمک به حل مسائل خریدار می دانم. مساله ای که متاسفانه اغلب خریداران نرم افزار به آن توجه نمی کنند و نرم افزار قفل شکسته و یا بدون پشتیبانی درست خرید می کنند.

وظایف و ویژگی های یک مشاور ICT

چند وقت پیش برای انجام خدمات مشاوره با یک شرکت به توافق رسیده بودیم و در یک جلسه قرار شد که پیش نویس قرارداد تنظیم و نهایتا به تایید طرفین برسد. کارفرما از من خواست تا چنانچه شرایطی باید در قرارداد جزء وظایف و تعهدات طرفین ثبت شود بیان کنم، من هم هر چیزی که لازم بود گفتم. درنهایت به وی گفتم خوب شما هم هر چیزی که لازم است را اضافه کنید. بندی به تعهدات مشاور اضافه کرد با این مضمون که کلیه سورس کد ها و برنامه هایی که توسط مشاور تهیه می شود متعلق به پیمانکار است! تعجب کردم! گفتم: جزء تعهدات مشاور تولید کد و برنامه نویسی نیست. بلکه یک مشاور بر اساس نیاز کارفرما، بحثی را بررسی و به صورت شفاهی و یا کتبی اعلام نظر می کند. بهتر است به جای این بند بندی قید شود که کلیه گزارشات و بررسی های صورت گرفته توسط مشاور متعلق به پیمانکار است. خلاصه بحث مفصلی کردیم و در نهایت هم (مثل همه پروژه ها) نظر کارفرما تحمیل شد و این بند اضافه گردید. امروز که به انتهای قرارداد نزدیک می شویم حتی یک خط هم برنامه ننوشته ایم اما بیش از ۴۰۰ صفحه گزارش فنی تولید شده است!
برای تبیین وظایف مشاور، در نماتن (نظام مهندسی و استاندارد های تولید و توسعه نرم افزار) چند مورد از وظائف مشاور بیان شده است که بد ندیدم برای شفاف کردن وظائف و مشخصات مشاور مختصرا آنها را اینجا در اختیار علاقه مندان قراردهم.

برخی مشخصات برجسته یک مشاور عبارت است از:

•صلاحیت حرفه‌ای
•قابلیت مدیریتی
•در دسترس داشتن منابع
•بیطرفی
•عادلانه بودن ساختار حق الزحمه
•امانت حرفه‌ای
•پیروی از اصول تضمین کیفیت

مشاوری با این مشخصات در رابطه با پروژه های نرم افزاری، وظایفی حرفه یی نیز به عهده دارد به شرح زیر:

۱- بررسی امکان پذیری سیستم
چنانچه یک مشاور، صرفا برای یک طرح یا پروژه خاص مورد مشاوره قرار گیرد، مهمترین وظیفه مشاور، بررسی عملی بودن آن طرح یا پروژه در محیط کارفرما می باشد. بدین معنی که ابتدا طرح یا پروژه مورد بررسی واقع شده و با ذکر دلایل کارشناسی و منطقی، امکان و چگونگی انجام آن بیان می گردد. در حالت هایی که انجام طرح یا پروژه مورد مشاوره امکانپذیر نباشد، مشاور با ذکر دلایل غیرعملی بودن آن، به ذکر راه حل های مناسب برای انجام آن مبادرت خواهد ورزید.

۲- طبقه بندی کار
با توجه به اینکه نحوه برخورد با کارهای نرم افزاری در اندازه ها و طبقه بندی های مختلف می‌تواند متفاوت باشد، از جمله وظایف مشاور، تعیین اندازه کار جهت تخمین زمان و هزینه آن می باشد. همچنین طبقه بندی آن از این نظر که در کدام دسته از کارهای نرم افزاری قرار می‌گیرد و همچنین تعیین حساسیت آن از اهمیت به سزایی برخوردار است. این طبقه بندی ها باعث می گردد که تخصص ها و تجارب مورد نیاز، مدت زمان انجام و هزینه انجام پروژه قابل پیش بینی باشد. پیش بینی های انجام شده توسط مشاور باعث جلوگیری از سردرگمی کارفرما در مورد پیشنهادها خارج از نرم نیز خواهد شد.

۳- تهیه درخواست برای ارائه پیشنهاد (RFP)
چنانچه طرح یا پروژه مورد مشاوره، مورد تایید مشاور قرار گیرد، قدم بعدی کار در صورت نیاز، تهیه درخواست برای ارائه پیشنهاد (RFP) برای آن طرح یا پروژه، به منظور برگزاری مسابقه جهت انتخاب پیمانکار می باشد.


۴- انتخاب ناظر پروژه
چنانچه کارفرما و مشاور درنحوه انجام یک پروژه نرم افزاری به اتفاق نظر دست یابند، یکی دیگر از وظایف مهم مشاور، کمک به کارفرما در انتخاب تیم ناظر برای انجام صحیح آن پروژه می‌باشد.

۵- انتخاب پیمانکار
چنانچه برای یک طرح یا پروژه نرم افزاری، مسابقه ای برای انتخاب پیمانکار اصلح برگزار شود، در تمامی مراحل برگزاری مسابقه اعم از بررسی پیشنهادها (Proposal) و انتخاب برنده مسابقه، مشاور نقشی تعیین کننده خواهد داشت.